تبليغاتX
لوح بصر

لوح بصر
خرمشهر آمدیم کربلا می آییم قدس خواهیم آمد
قالب وبلاگ

 

گزارش جالب از تلاش یک مرکز در سیا برای تحلیل شخصیت رهبر انقلاب

               

وقتی دیپلمات‌های امریکایی می‌خواستند خود را برای حضور در مذاکرات دور جدید با ایران به واسطه گروه ۵+۱ آماده کنند، با یک‌سری اسناد محرمانه و توسعه یافته توسط سازمان‌های اطلاعاتی امریکا تغذیه شدند؛ اطلاعاتی که در مورد نحوه رفتار و مواضع رهبران کشورهای خارجی بود.

یکی از واحدهایی که دست به این اقدام می‌زند، در سیا مستقر است و با نام "مرکز تجزیه و تحلیل پزشکی و روانی" فعالیت می‌کند که اعضای آن را کارشناسانی با درجات بالا در علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، مردم‌شناسی، روان‌شناسی و برخی تصمیم‌گیران سیاست خارجی امریکا تشکیل می‌دهند. با این حال، یکی از نقدهای اساسی که به این مراکز وارد می‌شود، ارائه توصیفات کلی درباره رهبران خارجی است که نه تنها کمکی به مقامات کاخ سفید نمی‌کند، بلکه زمینه‌ساز گمراهی آنان نیز می‌شود.

البته امریکا نقش کلیدی در مذاکرات استانبول ندارد و تصمیم نهایی را اجماع ایران و همه شش کشور خواهند گرفت اما به هر حال امریکا نیز در این ماجرا سهم و نقشی دارد که می‌خواهد آن را به بهترین صورتی که مورد تایید منافع این کشور باشد، انجام دهد. در همین راستا یکی از مقامات بلندپایه ایالات متحده گفته که (آیت‌الله) خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران حرف اخر را در سیاست خارجی ایران می‌زند و شخص وی تصمیم‌ساز نهایی در زمینه‌های امنیتی است.

شناخت روحیات رهبر ایران از آن‌جایی که بیشتر از ۳۰ سال است که روابط سیاسی ایران و امریکا قطع شده، برای تحلیل‌گران و تئوری پردازان غربی ناشناخته است و سازمان‌های جاسوسی امریکا تاکنون با تجزیه و تحلیل‌های نادرست از شخصیت وی، تنها سبب مات شدن سیستم سیاست خارجی این کشور در برابر ایران شده‌اند.

مقام‌های پیشین امریکا و البته کار‌شناسان ایرانی مراکز امنیتی این کشور می‌گویند که (آیت‌الله) خامنه‌ای با جدیت و قدرت به آرمان‌های مرحوم روح الله خمینی پای‌بند است و با جایگاه مذهبی بالا و معتبری که دارد، به خوبی توانسته مانعی بلند بر سر اهداف و منافع غرب در منطقه خاورمیانه باشد. استقامت آیت‌الله خامنه‌ای بر مواضع ضد امریکایی موجب شده تا همگان بفهمند که او هرگز زیر فشارهای سیاسی، تن به مذاکره و کوتاه آمدن از مواضع خود به ویژه در مذاکرات اخیر نمی‌شود.

مدیر بخش روان‌شناسی سیاسی دانشگاه جورج واشنگتن امریکا درباره شخصیت رهبر ایران گفته است: او همیشه به عنوان یک متعادل کننده در فضای داخلی ایران عمل کرده است و با هوش‌مندی خاصی توانسته ایران را در زیر تمام فشارهای تحریم، فشار سیاسی، آشوب‌های داخلی و حتی سایه جنگ، تبدیل به یک مشکل بزرگ برای امریکا در خاورمیانه و حتی فرا‌تر از آن بکند.

در حال حاضر، ارزیابی اطلاعاتی ایالات متحده از تصمیم رهبر ایران این است که وی قصد ساخت سلاح هسته‌ای را ندارد و به جمله وی در زمینه گناه بودن استفاده از سلاح هسته‌ای استناد می‌کنند. اما برخی دیگر از کار‌شناسان این مساله را رد می‌کنند و معتقد به برخورد جدی با پرونده هسته‌ای ایران هستند.

با این حال، یکی از اساتید دانشگاه جورج تاون معتقد است که این اظهارات آیت‌الله خامنه‌ای، نه از موضع شعف و تحت فشار سیاسی که یک بیانیه محکم مذهبی در زمینه حرمت استفاده از سلاح هسته‌ای است که بسیار هوش‌مندانه مطرح شده و به وضوح مخالفت ایران با در اختیار داشتن سلاح هسته‌ای را اعلام کرده است.

شاید حرف نهایی را باید از استاد خاورمیانه‌شناسی در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده شنید که درباره رهبر ایران گفته است: «او واقعا فردی متفاوت است. با وجود انقلابی بودن و مخالفت با سیاست‌های امریکا، اصلا حس نفرت را در شما به وجود نمی‌آورد و برخلاف برخی از مذهبی‌ها، به دنبال اعمال فشار به شما برای تغییر سبک زندگی موردعلاقه‌تان نیست. آیت‌الله خامنه‌ای یک رهبر واقعی است.»

[ دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 14:16 ] [ رضا ] [ ]

مزخرف ترین قوانین آمریکا !!!!!!

 

شاید آمریکایی‌های هنوز می‌پندارند که در کشوری آزاد زندگی می‌کنند اما نمی‌دانند که تنها در ژانویه گذشت۴۰۰۰۰ قانون جدید در این کشور تصویب شده است و هر کدام از این قوانین مقداری از آزادی خیال‌انگیز آمریکایی را کم می‌کند. البته جالب است بدانید که بخش قابل توجهی از این قوانین نیز محدود کننده نبودند و در حوزه آزادی سقط جنین در نیوهمشایر یا آموزش مسائل جنسی مربوط به همجنس‌بازها در کالیفرنیا تصویب شده بودند. در حقیقت هر آمریکایی بدون اینکه خودش بداند احتمالا تاکنون قوانین زیادی را زیر پا گذارده است. در این کشور به صورت دیوانه‌واری برای هر چیزی قانونی تصویب شده است.

 

تنها در ژانویه گذشته ۴۰۰۰۰ قانون جدید در آمریکا تصویب شده است

پرفسور جان اس. بیکر (John S. Baker Jr) و اعضای تیم تحقیقاتی وی در مطالعه اخیر خود بدین نتیجه رسیده‌اند که در قوانین فدرال آمریکا، یعنی قوانینی که در تمام کشور جاری هستند، 450 مورد به عنوان جرم ثبت شده‌اند. بر اساس این تحقیق در سال 1983 در حدود۳۰۰۰ قانون جزایی وجود داشت. این امر بدین معناست که در عرض 25 سال گذشته کنگره 1400 جرم جدید را نیز تعریف نموده است. بیکر همچنین بدین نتیجه رسیده‌ است که از سال 2000 تا 2007 در حدود 454 مورد به قوانین جزایی افزوده شده است. یعنی در هر سال بطور میانگین 56 قانون جدید صویب شده است. به عبارت دیگر، در این بازه زمانیف کنگره هر هفته یک جرم به تعداد جرم‌های مندرج در قوانین آمریکا اضافه نموده است.

 

همجنس‌بازها جزو گروه‌هایی هستند که روز به روز به آزادی‌هایشان در آمریکا افزوده می‌شود

در بخش اول گزارش حاضر برخی از قوانین مضحک و تمسخرآمیزی که هم‌اکنون در کشور آمریکا جریان دارد در اختیار خوانندگا عزیز مشرق گذارده می‌شود.

1. در یکی از شهرهای ایالت کالیفرنیا، استعمال دخانیات حتی در حیات خلوت خانه خودتان جرم محسوب می‌شود. علی‌رغم اینکه در بسیاری از نقاط جهان استعمال دخانیات در معابر و اماکن عمومی ممنوع است اما بر اساس این قانون سیگار کشیدن در هر نوع محوطه باز حتی ملک خصوصی می‌تواند تحت پیگرد قانونی قرار گیرد.

2. در آمریکا راندن قطاری که در قسمت جلوی آن حرف F (حرف اول لغت Front) نصب نشده باشد ممنوع است. گویا آمریکایی‌ها بدون وجود این تابلو متوجه نخواهند شد که کدام قسمت بخش جلویی قطار است.

3. از دیگر قوانین مضحک آمریکا می‌توان به این مورد اشاره نمود که در بسیاری از ایالت‌های آمریکا، جمع کردن آب ناشی از قطرات باران که بر روی پشت‌بام خانه‌ها فرود می‌ایند، عملی مجرمانه و غیرقانونی محسوب می‌شود. برخی از این ایالت‌ها عبارتند از یوتا، واشنگتن و کلورادو. بر اساس این قوانین آب باران در این ایلت‌ها مختص دولت محلی است و تنها نهادهای دولتی هستند که می‌توانند آن را جمع‌آوری و توزیع نمایند.

4. فروش محصولات طبیعی نیز در آمریکا به بهانه غیربهداشتی بودن ممنوع است. برای مثال شما نمی‌توانید در سوپرمارکت‌های این کشور شیر طبیعی و تازه گاو خریداری نمایید. حتی اگر کشاورزی خود اقدام به فروش این نوع محصولات نماید با مأمورین پلیس سر و کار خواهد داشت.

5. لیست قوانین مضحک آمریکا چنین ادامه می‌یابد: در ایالت میسوری حمل و نقل خرس در ماشین بدون قفس ممنوع است اما می‌توان آنها را پس از قرار دادن در قفس سوار ماشین نمود. در ایالت کنتیکات هم رد شدن از خیابان بر روی دست‌ها جزو کارهای ممنوعه محسوب می‌شود.

 

آیا می‌دانستید در میسوری آمریکا سوار کردن خرس به ماشین غیرقانونی است!

 

6. یکی از بازجویان فدرال امریکا در خواست داده است که هر فردی که قوانین مرتبط با استفاده از شبکه‌های اجتماعی به مانند فیس‌بوک یا مای‌اسپیس را زیر پا گذارد، یعنی برای مثال با یک نام غیرواقعی در این وب‌سایت‌ها ثبت‌نام نمود تا 5 سال در زندان‌های فدرال محبوس شود.

7. در ایالت کالیفرنیا، برگذاری جلسات مطالعه انجیل در خانه‌ها با حضور دوستان و آشنایان بدون کسب مجوز از مقامات رسمی ممنوع است. بر این اساس فرد خاطی در ابتدا 300 دلار و سپس در هر بار تکرار این جرم 500 دلار جریمه خواهد شد. البته این قانون در مورد تمام مذاهب و ادیان صادق است.

 

انجیل‌خوانی دسته‌جمعی در کالیفرنیا می‌تواند جریمه مالی بدنبال داشته باشد!

 

8. از دیگر قوانین مضحک آمریکا در مورد حیوانات می‌توان بدین مورد اشاره کرد که در ایالت آلاسکا خوراندن مشروبات الکلی به گوزن‌های شمالی یک جرم محسوب می‌شود. علاوه بر این بیرون کشیدن یک گوزن از یک هواپیمای در حال حرکت نیز غیرقانونی محسوب می‌شود. در ایالت تگزاس، شلیک به یک بوفالو از طبقه دوم ساختمان غیرقانونی است. در فلوریدا اگر یک فیل را به پارک‌متر ببندید باید هزینه پارک‌متر را نیز پرداخت نمایید.

 

در فلوریدا اگر یک فیل را به پارک‌متر ببندید باید هزینه پارک‌متر را نیز پرداخت نمایید

 

9. در یکی از کالیفرنیا، انفجار نمودن یک بمب هسته‌ای در داخل محدوده شهری می‌تواند مجازاتی چون جریمه مالی در پی داشته باشد. بله! حواستان باشد در صورتی که یک بمب هسته‌ای را در این شهر منفجر کردید توسط مجریان قانون دستگیر نشوید چون ممکن است تا 500 دلار جریمه شوید.

 

انفجار بمب هسته‌ای در کالیفرنیا می‌تواند در حدود 500 دلار جریمه در پی داشته باشد!

 

البته نکات برجسته در کتاب قوانین آمریکا محدود به قوانین مضحک و احمقانه فوق نمی‌شود. هم‌‌اکنون تلاشی فراگیر و وسیع در این کشور در جریان است تا آزادی‌های بیان در سطح جامعه آمریکایی به بهانه حفظ امنیت و مبارزه با تروریسم تا حد امکان سرکوب گردند. در حالیکه هنوز در بسیاری از قوانین مضحک فوق هیچ تجدید نظری نشده است، متمم اول قانون اساسی آمریکا آماج حملات قرار گرفته‌.

 

 

حمله به متمم اول قانون اساسی آمریکا

امروزه متمم قانون اول قانون اساسی آمریکا که تضمین کننده آزادی بیان در این کشور است بیش از هر زمان دیگری آماج حملات نخبگان حاکم بر این کشور قرار گرفته است. نوآوری‌‌های تکنولوژیکی به مانند اینترنت آمریکایی‌های متوسط را قادر ساخته که با دور زدن رسانه‌های جمعی بزرگ این کشور با یکدیگر ارتباط برقرار نمایند. این امر باعث نگرانی نخبگان حاکم بر آمریکا شده و آنها در تلاشند تا آزادی بیان را در آمریکا تا دیر نشده محدود سازند.

 

نخبگان قدرت در آمریکا بیش از هر زمان دیگری به دنبال محدودی آزادی بیان هستند

هم‌اکنون آزادی بیان توسط قواعدی که بر اساس آنها مطالب گفته شده نباید به هیچ کس "توهین" نماید و نیز نگرانی‌های امنیتی که قصد دارند تمام سخنان انتقادی در قبال دولت و ارتش آمریکا را سانسور نمایند، محدود شده است. امروزه به جای تأیید ارزش جامعه‌ای که در آن همه می‌توانند آزادانه فکر کرده و سخن بگویند، به آمریکایی‌ها یاد داده می‌شود که برخی سخنان "قابل پذیرش" هستند و برخی دیگر "غیر قابل پذیرش".

در زیر برخی از نمونه‌های تلاش نخبگان برای محدود ساختن آزادی بیان و بی‌اثر نمودند متمم اول قانون اساسی آمریکا اشاره می‌شود:

1. هم‌اکنون دو طرح به نام‌های "قانون متوقف ساختن سرقت آنلاین" (Stop Online Piracy Act) و "قانون حفاظت از دارایی معنوی" (Protect Intellectual Property Act) در کنگره در حال بررسی هستند. این قوانین به دولت آمریکا اجازه خواهند داد که میلیون‌ها وب‌سایت را تعطیل نمایند.

 

 

SOPA و PIPA دو طرحی هستند که در کنگره آمریکا به منظور محدودیت آزادی بیان در اینترنت مطرح گشته‌اند

2. در مدارس دولتی نیز متمم اول نقض شده است. هم‌اکنون دولت آمریکا کودکان را تشویق می‌کند که به عنوان بخشی از "جنگ علیه تروریسم" علیه پدر و مادر خود جاسوسی نمایند. اگر یکی از مقامات رسمی مدرسه متوجه شود که ولدین در خانه "چیزهای نادرست" می‌گویند، ممکن است که بر این والدین برچسب "تروریست بالقوه" بخورد.

3. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیرا اعلام کرده است که برخی "اعتقادات سیاسی، فرهنگی و دینی" مانعی در برابر ترویج روش‌های متفاوت زندگی در جهان بوده و بنابراین نباید با آنها مدارا نمود.

 

هیلاری کلینتون، از مدافعین برخورد با ارزش‌های دینی مخالف اموزه‌های لیبرال غربی

4. مقابله با آزادی بیان در حوزه اعتقادات دینی نیز به شدت دنبال می‌شود. اخیرا برخی دادگاه‌های آمریکایی اعلام نموده‌اند که استفاده از نام "عیسی مسیح" در دیدارهای رسمی مقامات دولتی در تضاد با قانون اساسی این کشور قرار دارد. به اعضای کنگره اعلام شده که حق ندارند در نامه‌های پستی کنگره که هزینه‌ آن توسط دولت پرداخت می‌شود سال نو مسیحی را به یکدیگر تبریک گفته و از عبارت "کریسمس مبارک" استفاده کنند [کریسمس به معنای عید میلاد مسیح است]. هم‌‌اکنون حتی توزیع راگان کتب مقدس در خیابان‌ها نیز ممنوع بوده و مجریان چنین کاری توسط پلیس دستگیر می‌شوند.

 

مبارزه با آزادی‌های دینی نیز امروزه در دستور کار سیستم قضایی آمریکا و همچنین دولت آن قرار گرفته است.

5. پلیس فدرال آمریکا، صاحبان مغازه‌ها را نیز به خیل انبوه جاسوسان خود افزوده است. اخیرا این سازمان به فروشندگان مغازه‌ها دستور داده تا هر نوع "فعالیت مشکوکی" را به انها اطلاع دهند. ظاهرا پلیس فدرال هم‌‌اکنون بر این عقیده است که تعریف "فعالیت مشکوک" شامل "خداپرستی افراطی" و نیز بیان "اظهارات مذهبی رادیکال" نیز می‌شود.

6. باراک اوباما اخیرا با امضاء و تأیید یک قانون جدید آمریکا را به صورت علنی تبدیل به بخشی از "میدان نبرد" در جنگ علیه تروریسم نمود. این قوانین جدید به ارتش آمریکا اجازه می‌دهند تا در صورت مظنون شدن به شهروندان آمریکایی آنها را دستگیر نموده و بدون هیچ گونه محاکمه‌ای، به مدت نامحدود در بازداشت نگه دارد. با این اوصاف آیا می‌توان باور نمود گه زندان گوانتنامو و مراکز مشابه واقعا برچیده خواهند شد؟

امروزه کنترل رسانه‌های جمعی، وال‌استریت، اکثر شرکت‌های بزرگ و نیز دولت آمریکا، نخبگان پشت صحنه این کشور را راضی نمی‌سازد. آنها می‌خواهند هر صدایی را در نطفه خفه کرده و همه را از شکایت بازدارند.

 

 

قوانین مرتبط با آزادی‌های اینترنتی در آمریکا وارد مرحله جدیدی می‌شوند

همانگونه که در بالا نیز گفته شد، هم‌اکنون، دو طرح در کنگره آمریکا مطرح هستند که در صورت تصویب اینترنت را برای همیشه دگرگون خواهند کرد. "قانون توقف سرقت آنلاین" (SOPA) و "قانون حفاظت از دارایی معنوی" (PIPA) به دولت آمریکا این قدرت را خواهد داد که به صورت بالقوه میلیون‌ها وب‌سایت را تعطیل نماید. "قانون توقف سرقت آنلاین" که هم‌اکنون در مجلس نمایندگان آمریکا در حال بررسی است خطرناک‌تر از قانون دیگر می‌باشد. این قانون را می‌توان معدل یک بمب اتمی دانست که در فضای اینترنتی منفجر می‌شود. این قانون مقامات را قادر خواهد ساخت که به سرعت هر وب‌سایتی را که در نقض حق کپی‌رایت "دست داشته یا آن را تسهیل نموده است" تعطیل نمایند. این قانون بسیر کلی و مبهم است و کارشناسان از این می‌ترسند که قانون مذکور باعث تعطیلی وب‌سایت‌هایی گردد که در آنها به صورت سهوی لینکی به "موارد نقض کننده حق کپی‌رایت" وجود دارد. وب‌سایت‌های بزرگی که کاربران می‌توانند مطالب خود را در آنها به اشتراک بگذارند مجبو خواهند شد که هزاران سانسورچی اینترنتی استخدام نمایند تا اطمینان حاصل کنند موارد ارسال شده "ناقض حق کپی‌رایت" نیستند. شاید بسیاری وب‌سایت‌های بزرگ بدین نتیجه برسند که اجازه به کاربران برای ارسال مطالب دیگر سودآور نبوده و رازش خطر کردن را ندارد. در صورت اجرای این قانون آزادی بیان در اینترنت از بین خواهد رفت.

 

اعتراض موزیلا به SOPA

اما این دقیقا همان قانونی بود که رسانه‌های اصحاب قدرت و ثروت در انتظار آن بودند. این امر باعث خواهد شد آنها بار دیگر کنترل کامل افکار عمومی را به دست بگیرند. "قانون توقف سرقت آنلاین" از حمایت قدرتمند شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای برخوردار است. اگر آنها بتوانند آزادی بیان را در اینترنت از بین ببرند وبار دیگر همه افراد برای کسب اخبار و نیز سرگرمی محتاج آنها خواهند شد. روزنامه "نیویورک‌تایمز" در سرمقاله‌ای دو قانون فوق را چنین توصیف نمود:

این قوانین دادستان کل را قادر خواهند بدون کسب مجوز از دادگاه ساخت لیست سیاهی از وب‌سایت‌هایی که باید توسط ارائه کنندگان خدمات اینترنتی، موتورهای جستجو، خدمات پرداخت اینترنتی و شبکه‌های تبلیغاتی مسدود شوند، تهیه نماید. طرح تحت بررسی در مجلس نمایندگان حتی از این هم فراتر رفته و به شرکت‌های خصوصی اجازه می‌دهد وب‌سایت‌هایی را که حتی به ورت غیر عمد میزبام اطلاعاتی شده‌اند که حق کپی‌رایت را نقض می‌کند، تحت پیگرد قرار دهند. این امر تحولی بسیار شدید در قوانین موجود است زیرا هم‌اکنون اگر وب‌سایت‌ها اطلاعاتی که قانون کپی‌رایت را نقض می‌کنند، بلافاصله پس از دریافت اخطار حذف نمایند، از پیگرد قضایی مصون می‌مانند. نتیجه این امر پدید آمدن پدیده‌ای به مانند "فایروال بزرگ چین" در آمریکا است.

 

اعتراض ویکی‌پدیا به قانون SOPA

همه دارندگان وب‌سایت‌ها از انتشار مطالب ارسالی توسط کاربران بسیار واهمه خواهند داشت. آزادی بیان در اینترنت دیگر خاطره‌ای بیش نخواهد بود.

البته جامعه اینترنتی از هم‌اکنون خود را برای مبارزه با این قانون‌ها آمده کرده است. در ابتدا وب‌سایت GoDaddy.com به صورت علنی از "قانون توقف سرقت آنلاین" اعلام حمایت کرد. اما جنبش تحریمی که علیه این وب‌سایت به راه انداخته شد باعث گردید که تنها در عرض یک هفته 70/000 دامین را از دست بدهد.این فشارها باعث گردید این وب‌سایت در حمایت از قانون مذکور تجدید نظر بنماید. به گفته یک وبلاگ‌نویس، این قوانین باعث خواهند شد که بلاگ‌های سیاسی به فعالیت خود خاتمه دهند.

کنترل اینترنت با مرور زمان محکم‌تر می‌شود. برای مثال به نوشته روزنامه "دیلی‌‌میل" (Daily Mail) وزارت امنیت میهنی کاربران فیس‌بوک و تیوتر را به شدت زیر نظر ندارد:

وزارت امنیت میهنی، حساب‌هایی جعلی در تیوتر و فیس‌بوک ایجاد می‌نماید تا این شبکه‌ها را برای یافتن لغات "حساس" و ردیابی افرادی که از انها استفاده می‌کنند زیر نظر قرار دهد. استفاده از کلماتی که در لیست وزارت امنیت میهنی قرار دارند بدین معنا خواهد بود که جاسوسان دولت مطالب ارسالی شما را می‌خوانند، حساب شما را بررسی می‌کنند و سعی می‌کنند که شما را از روی آن شناسایی نمایند.

البته زیر نظر قرار دادن اینترنت با سعی در جهت نابودی آزادی بیان در آن به کلی فرق دارد. "بنیاد جبهه الکترونیک"، یک گروه بین‌المللی و غیرانتفاعی حامی حقوق دیجیتالی، جنبشی را در فضای مجازی برای مقابله با تصویب این طرح‌ها در کنگره آمریکا آغاز نموده است.

 

فیس‌بوک و تیوتر دو منبع جاسوسی دولت آمریکا

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:21 ] [ رضا ] [ ]

 

پاسخ معقولانه و به دور از احساسات شریعتمداری به رفسنجانی

اظهارات آقاي هاشمي رفسنجاني كه در روزهاي پاياني سال ۱۳۹۰ و در ديدار مسئولان فصلنامه مطالعات بين المللي با ايشان مطرح شده و ديروز خبر آن منتشر شده بود، بازتاب گسترده اي در رسانه هاي داخلي و بسياري از رسانه هاي خارجي داشت. درباره اظهارات اخير رئيس محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام اگرچه گفتني هاي فراواني هست ولي در اين مختصر به واكاوي يكي از اصلي ترين آنها كه وارونه نمايي آشكار است و عجيب تر نيز به نظر مي رسد بسنده مي كنيم و باقي به بعد مي گذاريم.

آقاي هاشمي رفسنجاني مي گويد «من در سال هاي آخر حيات امام(ره) نامه اي را خدمتشان نوشتم، تايپ هم نكردم براي اين كه نمي خواستم كسي بخواند و خودم به امام دادم. در آن نامه هفت موضوع را با امام مطرح كردم و نوشتم شما بهتر است در زمان حياتتان اينها را حل كنيد. در غير اين صورت، ممكن است اينها به صورت معضلي، سد راه آينده كشور شود. گردنه هايي است كه اگر شما ما را عبور ندهيد، بعد از شما عبور كردن مشكل خواهد بود. يكي از اين مسايل، رابطه با آمريكا بود. نوشتم بالاخره سبكي كه الان داريم كه با آمريكا نه حرف بزنيم و نه رابطه داشته باشيم قابل دوام نيست. آمريكا قدرت برتر دنياست. مگر اروپا با آمريكا، چين با آمريكا و روسيه با آمريكا چه تفاوتي از ديد ما دارند؟ اگر با آنها مذاكره داريم چرا با آمريكا مذاكره نكنيم؟ معناي مذاكره هم اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»! درباره اين بخش از اظهارات ايشان بايد گفت؛
۱- انصاف آن بود كه آقاي رفسنجاني در نقل ماجراي نامه خويش به پاسخ امام راحل (ره) نيز اشاره مي كرد. چرا كه اولاً؛ مذاكره و رابطه با آمريكا يكي از خطوط قرمز حضرت امام(ره) بود كه بارها بر آن تأكيد ورزيده و علت اجتناب از مذاكره و رابطه با آمريكا را نيز به وضوح بيان كرده بودند و ثانياً؛ حضرت امام(ره) به گواهي بينش و منش و آنچه از مواضع و بيانات ايشان در دسترس همگان است، هيچ ابهامي را بي پاسخ نمي گذاشتند مخصوصاً آن كه اين ابهام درباره يكي از اصلي ترين خطوط قرمز تأكيد شده از جانب حضرت ايشان بوده و از سوي كسي مطرح شده باشد كه مسئوليت مهم و حساسي- رئيس مجلس، قائم مقام فرماندهي كل قوا و...- در نظام داشته است. بنابراين كمترين ترديدي نيست كه امام راحل ما(ره) ابهام مطرح شده از جانب آقاي هاشمي رفسنجاني را بي پاسخ نگذاشته اند و سؤال اين است كه چرا آقاي رفسنجاني از پاسخ آن بزرگوار كه به يقين و مانند هميشه، مستدل و منطقي بوده است طفره رفته و به آن اشاره اي نكرده است؟! آقاي رفسنجاني با خاطره نويسي و تاريخ نگاري ناآشنا نيستند و سابقه شناخته شده اي در هر دو عرصه ياد شده دارند و تعجب آور است كه هنوز نمي دانند «نيمه نويسي» بي اعتبارترين نوع تاريخ نگاري و خاطره نويسي است و نشانه نگراني نويسنده و مؤلف از بيان برخي واقعيت هاست! حالا بايد پرسيد كه جناب رفسنجاني از آشكار شدن كدام واقعيت نگران بوده اند كه پاسخ حضرت امام(ره) را سانسور كرده اند؟!

۲- آقاي هاشمي رفسنجاني به اين بخش از تاريخ آن روزها نيز اشاره نكرده اند كه در اوايل سال ۱۳۶۹ در حالي كه هنوز يكسال از رحلت حضرت امام(ره) نگذشته بود، آقاي «جيمز بيكر» وزير خارجه وقت آمريكا طي سخناني - ۳۰ فروردين/۱۹ آوريل ۱۹۹۰- اعلام كرد كه آمريكا آماده مذاكره مستقيم با ايران است و ۷ روز بعد - ۶ ارديبهشت ماه/۲۵ آوريل - آقاي عطاءالله مهاجراني معاون پارلماني آقاي رفسنجاني- رئيس جمهور وقت- در مقاله اي با عنوان «مذاكره مستقيم» كه در صفحه ۲ روزنامه اطلاعات همان روز به چاپ رسيد، ايستادگي در برابر كاخ سفيد را «شعارگونه» ناميده و دقيقاً با همان استدلالي كه جناب هاشمي در اظهارات اخير خود مطرح كرده است خواستار مذاكره و رابطه با آمريكا مي شود و نكته در خور توجه آن كه در مقاله خود به گونه اي غيرمنتظره- شايد براي رد گم كردن- به اظهارات چند روز قبل «جيمز بيكر» اشاره كرده و اصرار مي ورزد كه مبادا كساني پيشنهاد ايشان را با پيشنهاد وزير خارجه آمريكا مرتبط دانسته و آن را «يك توطئه و يا فتنه» تلقي كنند. مقاله مهاجراني با توجه به مغايرت آن با ديدگاه بارها اعلام شده حضرت امام(ره) انتقادهاي فراواني را در پي داشت. اما، آقاي مهاجراني كه امروزه پرده ها را كنار زده و آشكارا به انگليس پناهنده شده و با آيپك (لابي صهيونيست ها) و MI۶ (بخش اطلاعات خارجي اينتلجنت سرويس انگليس) همكاري نزديك دارد، برنظر خود اصرار مي ورزد و نهايتاً؛ رهبر معظم انقلاب در يكي از سلسله بيانات خويش به اين ماجرا پايان مي دهند كه شرح آن خواهد آمد.

اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا جناب رفسنجاني به اين رخداد مهم و معروف تاريخي كمترين اشاره اي نكرده اند؟! شايد- فقط شايد- به اين علت كه اگر به رخداد ياد شده اشاره مي كردند چاره اي جز آن نداشتند كه نظرات مستدل مطرح شده از سوي رهبر معظم انقلاب را نيز مانند پاسخ حضرت امام(ره) ناديده بگيرند! كه در اين حالت، دو پرده پوشي پي درپي سؤال برانگيز بود! و اما پاسخ حضرت آقا به اندازه اي روشن و مستدل بود كه اگر به آن اشاره مي كردند در هيچ يك از اذهان واقع نگر و مردم دوست، جايي براي پيشنهاد مذاكره و رابطه با آمريكا باقي نمي ماند. نظر آن روز آقا كه نظر امروز ايشان و همان نظر ديروز حضرت امام(ره) است و از بلنداي دلسوزي حكيمانه براي مردم و صيانت از اسلام و منافع ملي مطرح شده است را در بند بعدي بخوانيد و خود درباره آن قضاوت كنيد.

۳- حضرت آقا در سخنان آن روز خود فرمودند؛
«و اما مسئله اي كه اين روزها در سطح جمعي از اهل فكر و اهل نظر در جريان است، مذاكره كردن و مذاكره نكردن است... من معتقدم، آن كساني كه فكر مي كنند ما بايد با رأس استكبار- يعني آمريكا- مذاكره كنيم، يا دچار ساده لوحي هستند، يا مرعوبند. من بارها اين نكته را عرض كرده ام كه استكبار، بيش از اين كه نان قدرت و توانايي خودش را بخورد، نان هيبت و تشر خودش را مي خورد. اصلاً استكبار، با تشر و ابهت و شكلك درآوردن و ترساندن اين و آن، زنده است. مذاكره، يعني چه؟ صرف اين كه شما برويد با آمريكا بنشينيد حرف بزنيد و مذاكره كنيد، مشكلات حل مي شود؟ اين طوري كه نيست. مذاكره در عرف سياسي، يعني معامله، مذاكره با آمريكا، يعني معامله با آمريكا. معامله، يعني داد و ستد؛ يعني چيزي بگير، چيزي بده تو از انقلاب اسلامي، به آمريكا چه مي خواهي بدهي، تا چيزي از او بگيري؟ آن چيزي كه شما مي خواهيد به آمريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزي بگيريد، چيست؟ ما چه مي توانيم به آمريكا بدهيم؟ او از ما چه مي خواهد؟ آيا مي دانيد كه او چه مي خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد». والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران، به قدر مسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمدي(ص) ناراحت نيست. او مي خواهد شما از اين پايبنديتان دست برداريد. او مي خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟»

اكنون بايد از آقاي هاشمي رفسنجاني پرسيد در پروژه پيشنهادي مذاكره و رابطه با آمريكا- و به قول حضرت آقا معامله با آمريكا!- چه «بهايي» را براي پرداخت در نظر گرفته ايد و در مقابل آن چه متاعي را از آمريكا انتظار داريد؟! آيا جز اين است كه آمريكا به اعتراف بارها اعلام كرده خود، بيشترين ضربه را از اسلام ناب محمدي(ص) كه ظلم ستيز و استقلال طلب است دريافت كرده است؟! و به هيچ چيز غير از بازگشت به دوران غارتگري گذشته در ايران نمي انديشد؟! و در مقابل به شما همان را خواهد داد كه به شاه و حسني مبارك و بن علي و علي عبدالله صالح داد!
۴- آقاي هاشمي مي گويد «معناي مذاكره با آمريكا اين نيست كه تسليم آنها شويم. مذاكره مي كنيم اگر مواضع ما را پذيرفتند، يا ما مواضع آنها را پذيرفتيم، تمام است»!

ظاهراً جناب رفسنجاني فراموش كرده اند كه آمريكا، مذاكره را فقط براي مذاكره مي خواهد و نه حل و فصل مسائل طرفين. چرا كه درگيري ما با آمريكا از ماهيت دو طرف ريشه مي گيرد و مادام كه ما در حاكميت بر اسلام ناب و ظلم ستيز تكيه داريم و آمريكا بر خوي استكباري خود تأكيد مي ورزد اين درگيري ادامه خواهد داشت و تنها در دو حالت خاتمه مي يابد. يا ما- نستجيربالله- از اسلام در حاكميت دست بكشيم - يعني همان كه آقا اشاره فرمودند- و يا آمريكا خوي استكباري خود را رها كرده و به قول حضرت امام(ره) «از خر شيطان پايين بيايد». بنابراين، وقتي مسئله فيمابين با مذاكره قابل حل نيست بايد ديد آمريكا مذاكره را براي چه مي خواهد و چرا اينهمه برآن اصرار مي ورزد؟! پاسخ بسيار روشن و خالي از ابهام است، آمريكا مذاكره را براي ارائه به نهضت هاي اسلامي و مخصوصاً اين روزها براي ارائه به انقلاب هاي اسلامي منطقه مي خواهد و به محض آن كه با آمريكا پاي ميز مذاكره بنشينيم، اين نشست را فاكتور كرده و به همه ملت هاي مسلمان و انقلابي مي فروشد كه «اگر الگوي نهضت و حركت ضد استكباري و ضد استبدادي شما انقلاب اسلامي ايران است، ايران نيز در نهايت چاره اي جز كنار آمدن با آمريكا نداشته است»! و به قول قيصر «همه راهها به رم ختم مي شود». جناب هاشمي! اين نكته بديهي تر از آن است كه از نگاه حضرتعالي پنهان مانده باشد. شما كه اهل مطالعه و رصد اخبار هستيد به يقين گزارش هاي منتشر شده از سوي مراكز استراتژيست آمريكا طي چند سال اخير را ملاحظه كرده ايد و مثلاً از گزارش اخير «مركز تحقيقات كنگره آمريكا» باخبريد كه تأكيد مي كند «حضور ايران در پاي ميز مذاكره بي آن كه چيزي رد و بدل شده و امتيازي داده يا گرفته شود مي تواند تحولات اسلامي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا را، تحت تأثير قرار داده و نهايتاً متوقف كند».

۵- آقاي هاشمي از آمريكا با عنوان «قدرت برتر دنيا»! ياد مي كند كه مخصوصاً با توجه به رخدادهاي چند سال اخير، چه در برخورد آمريكا با ايران و چه در برخورد با انقلاب هاي اسلامي منطقه، شكست در عراق و افغانستان و دهها نمونه ديگر از اين دست، تعجب آور است و فقط به عنوان يادآوري بايد گفت، همين چند ماه قبل - ۱۳ دسامبر ۲۰۱۱/ آذرماه ۹۰- نشست شوراي راهبردي آتلانتيك در واشنگتن با صراحت اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران، آمريكا را از بلنداي اقتدار ۲۰۰۱ به دره ضعف ۲۰۱۱ كشانده است و اينكه؛ تاريخ به نفع ايران در حال پيچيدن است و...
گفتني است مقايسه آمريكا با چين و روسيه و انگليس هم قياس مع الفارق است زيرا درگيري اصلي ايران اسلامي با آمريكا بوده و هست و ديگر كشورهاي مورد اشاره در اظهارات آقاي رفسنجاني نه سابقه اي قابل قياس با آمريكا در برخورد با ايران داشته و دارند و نه از رابطه و مذاكره در پي رسيدن به اهدافي هستند كه آمريكا دنبال مي كند بنابراين رابطه و مذاكره با آنها مي تواند در چارچوب عزت و حكمت و مصلحت صورت پذيرد و چنانچه وارد فازي نظير آمريكا شوند- كه نمي توانند- به يقين با برخورد مشابهي از سوي ايران اسلامي روبرو خواهند شد.

۶- و بالاخره، اگرچه در اين باره گفتني هاي فراوان ديگري نيز هست ولي وجيزه پيش روي را با اشاره به بخشي از اظهارات رابرت گيتس -وزير دفاع پيشين آمريكا- در كنگره خاتمه مي دهيم. گيتس در پاسخ به علت ناتواني دولت بوش در مقابله با ايران اسلامي مي گويد «مشكل بزرگ ما با ايران آن است كه به ما احتياجي ندارد تا امتيازي از ما بخواهد و كسي كه امتيازي از شما نخواهد، امتيازي هم به شما نخواهد داد.»

[ پنجشنبه هفدهم فروردین 1391 ] [ 1:4 ] [ رضا ] [ ]

بیدار باش کوچولو

 امروز مي بينم كه ما هنوز در ابتدايي ترين مفاهيم ايدئولوژيكي انقلاب متوقف شديم . البته هستند افرادي كه عمق فاجعه را فهميدند ولي اين طيف عموم نوجوانان وجوانان اين سرزمين را شامل نمي شود .

 يك نمونه - آيا اين فاجعه نيست كه يك نوجوان مسلمان ايراني بعد از دوازده سال به اصطلاح تعليم وتربيت در مدارس انقلابي و اسلامي هنوز در اول راه است و هنوز هزاران هزار سوال در ذهن او نقش بسته و جوابي را براي آنها نيافته است  و هيچ كتابي ،هيچ معلمي و هيچ شخصي و کلا هیچ مرجعی نتوانسته حداقلي ترين و ساده تري مختصات فكري او را به طور اسلامي شكل دهد ومسير تكامل فكري او را هموار سازد. واقعا گاهي اوقات ميشود كه حتي با يك جزوه ي ساده اما پر محتوا و قابل فهم مختصات فكري يك نوجوان را تغيير داد.ساختار ذهن او را سازماندهي كرد و پايه هاي افكارو انديشه ي او را چنان محكم و استوار ساخت كه با هر بادي چون بيدي بر خود نلرزد. مخاطب سخنان من همسن هاي خودم هستند( نوجوانان 18 يا 19 ساله  ) مي خواهم بگويم كه دوستان اشتباهات نسل هاي قبلي را در خودمان برطرف كنيم .يا تازه وارد دانشگاه شده ايد يا هنوز در راه دانشگاهيد. از امروز همزمان با درس و مشق و كنكور به خودسازي و تقويت مسائل ديني و فهم رويداد هايي كه از كنار انها به راحتي رد مي شويم ، بپردازييم. دير فهميديم اشكالي ندارد ولي زود آنرا برطرف كنيم و البته "همه چيز را باور نكنيم "!نمي خواهم زياد منبر بروم اما احساس مي كنم می توانیم گام های بلند را برداریم.

یک جمله و تمام

پروردگار جهان و همه ی انبیا و اولیا ومقربین و ملائک و اهل زمین و آسمان منتظر ما جوانان آخر الزمانی بودند که محشر را به پا کنیم . و امروز ما آمده ایم . یاحق

[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 2:23 ] [ رضا ] [ ]

 

واقغا جاي امام خالي است ...

 قسمت اول - درد ودل

 وقتي مختصر سيري در احوالات اين بزرگ مرد روشنفكر شيعي مي كنم نشاط واميدي وافر در نگاهم روشن مي شود . از نگاهش افق ايمان را نظاره ميكنم دلم ارام مي گيرد. خودم را به آرمانم نزديك و نزديك مي بينم. وجودم قرص مي شود. نقاب ترس از چهره ام باز مي شود و از همه مهمتر اینکه اسلام بدلي برايم اشكار مي شود كساني كه را در سياست كثيف غرق شده اند، مي بينم .به آيه ي جهاد ايمان مي آورم. منيت هارا كنار مي گذارم و علت اصلي مشكلات امروز را مي دانم .

قسمت دوم - يك خاطره

...روحيه‌اش بسيار روحانی بود، هم سياسی بود و هم روحانی. با اين که رئيس مجلس اسلامی اعلای شيعيان و مسئول سازمان بود، خيلی خوش اخلاق و خاکی بود. يک بار روی خاک نشسته بود به او گفتم جای سيدِ ما بالاتر از روی خاک نشستن است. او جواب داد ما خاکی هستيم ما به ابوتراب علی ابن ابی طالب صلوات الله عليه منتسب هستيم و بر ما واجب است که آماده باشيم تا جايگاه خودمان را روی خاک سنگرها حفظ کنيم. سنگرهای جبهه‌ جنگ، سنگرهای دفاع از سرزمين و کرامت مقدس‌مان. حرکت سيد موسی اين گونه بود و امکان تاثيرگذاری فراوانی داشت. به همين دليل ديگران از او می‌ترسيدند و به مقابله با او پرداختند و در راه ناپديد کردن او، به طريقی که می‌دانيد، کار کردند.

                سید حسین موسوی(ابو هشام)، عضو شورای فرماندهی حزب الله لبنان

و اي امام ...

معبود من معشوق من بر فراز كدام منبر آسماني نشسته اي؟ كدام گلهاي عطشناك را سيراب مي كني؟ بر كدامين دلها خون عشق سرازير مي كني . سكوت انجمن را كي و چگونه خواهي شكست ؟ باغي را که قرار بود تو باغبانش باشي تشنه است. باغباني مظلوم تر از تو ،از تو كمك مي طلبد.چشمه ي جوشان شو و گلستان بي طراوت عشق را آبياري كن.

همه دنبال تو هستند و كسي به دنبال تو نيست!!همه جسم تو را مي جويند ومن عشق تورا . همه جسم تو را نمي يابند ومن راه ورسم و عشق تورا . كجا رفت آن شجاعت جوشان كجاباريد آن باران آرام كجا را در نورديد آن طوفان. بيروت بي تو بوي باروت مي دهد. كجاست بوي خوش مشك و كجاست درخشندگي ياقوت . به دنبال توام نه در اين جهان نه در اين خاك و نه در آسمان ، تو را بر بالاي سلاح عشق مي زجويم  كه فرياد مي زني: "اينَِِِ مبارزُ" و من ندا مي دهم لبيك لبيك لبيك...

[ سه شنبه پانزدهم شهریور 1390 ] [ 14:37 ] [ رضا ] [ ]
بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان:

 

علوم انسانی غربی رانفی نمی کنیم اما تقلید هم نه!

حضرت آقا: اينكه پشت سر پيشرفت علوم، پيشرفت فكر وجود دارد؛ اينكه مبدأ تحول ملتها بيش و پيش از آنچه كه علم و تجربه باشد، فكر و انديشه است، كاملاً حرف درست و اثبات شده‌اى است. به همين دليل است كه من روى مسائل علوم انسانى حساسيت به خرج ميدهم. ما به هيچ وجه نگفتيم كه دانسته‌هاى غربى‌ها را كه در زمينه‌هاى گوناگون علوم انسانى پيشرفتهاى چند قرنىِ زيادى داشتند، ياد نگيريم يا كتابهاى اينها را نخوانيم؛ ما ميگوئيم تقليد نكنيم.

مبانى علوم انسانى در غرب از تفكرات مادى سرچشمه ميگيرد. هر كس كه تاريخ رنسانس را خوانده باشد، دانسته باشد، آدمهايش را شناخته باشد، اين را كاملاً تشخيص ميدهد. خب، رسانس مبدأ تحولات گوناگونى هم در غرب شده؛ اما مبانى فكرى ما با آن مبانى متفاوت است. هيچ ايرادى هم ندارد كه ما از روان‌شناسى و جامعه‌شناسى و فلسفه و علوم ارتباطات و همه‌ى رشته‌هاى علوم انسانى كه غرب ايجاد و توليد كرده يا گسترش داده، استفاده كنيم. من بارها گفته‌ام كه ما از يادگيرى به هيچ وجه احساس سرشكستگى نميكنيم. لازم است ياد بگيريم، از غرب ياد بگيريم، از شرق ياد بگيريم - «اطلبوا العلم ولو بالصّين» - خب، اين كه روشن است. ما از اين احساس سرشكستگى ميكنيم كه اين يادگيرى به دانائى و آگاهى و قدرت تفكر خود ما منتهى نشود. هميشه كه نميشود شاگرد بود؛ شاگردى ميكنيم تا استاد شويم. غربى‌ها اين را نميخواهند؛ سياست استعمارى غرب از قديم همين بوده؛ ميخواهند در دنيا يك تبعيضى، يك دو هويتى‌اى، يك دو درجه‌اى در مسائل علمى وجود داشته باشد.
يكى از علوم انسانى، تاريخ است. باز هم من توصيه ميكنم كه تاريخ بخوانيد. تاريخ دوره‌ى استعمار را بخوانيد تا ببينيد غربى‌ها على‌رغم ظاهر نونوارِ اتوكشيده‌ى ادكلن‌زده‌ى منظم و مرتب و داعيه‌هاى حقوق بشرشان، چه وحشيگرى عظيمى در اين مقوله كردند. نه اينكه فقط آدمها را بكُشند؛ در دور نگهداشتن ملتهاى تحت استعمارِ خودشان از عرصه‌ى پيشرفت و امكان پيشرفت در همه‌ى زمينه‌ها هم تلاش زيادى كردند. ما ميخواهيم اين اتفاق نيفتد. ما ميگوئيم علوم انسانى را ياد بگيريم تا بتوانيم شكل بومى آن را خودمان توليد كنيم و اين را به دنيا صادر كنيم. بله، وقتى كه اين اتفاق افتاد، آنگاه هر يك نفرى كه از مرزهاى ما خارج ميشود، مايه‌ى اميد و اتكاى ماست. بنابراين ما ميگوئيم در اين علوم مقلد نباشيم. حرف ما در زمينه‌ى علوم انسانى اين است.

[ شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ] [ 2:10 ] [ رضا ] [ ]

رحیم پور ازغدی می گوید:

ما اين سي سال پس از انقلاب، نمازهاي بي‌وضو خيلي خوانده‌ايم

"ما اين سي سال پس از انقلاب، نمازهاي بي‌وضو خيلي خوانده‌ايم. نماز بي‌وضو يعني اين كه شعار حقوق‌بشر ديني، اقتصاد مبتني بر دين، پيوند سياست و ديانت و... بدهيم؛ اما در واقعيت به واسطه دلايل متعددي از جمله عدم درك دقيق از ديدگاه‌ دين در اين امور به گونه ديگري تصميم بگيريم و رفتار نماييم."
با وضعيت فعلي علوم انساني در كشور، ما با هزينه عمومي و حمايت دولت نيروهاي متخصصي پرورش مي‌دهيم كه از نظر فكري به افكار لائيك يا سكولار گرايش دارند و بي‌ترديد در آينده مناصب اجرايي و مديريتي را تحويل مي‌گيرند و ارادي يا غيرارادي تمهيدگران دولتي سكولار مي‌شوند
.
اين كه مي گويم جدي است؛ زيرا اگر ما نتوانيم شكاف‌هاي بين دينداري و دين‌مداري در عرصه‌ي فردي و عمومي و نيز شكاف بين علوم انساني ترجمه‌اي و منطق دين و ارزش‌هاي ديني را برطرف كنيم؛ يعني نتوانيم اقتصاد، سياست، حقوق‌بشر، تربيت و... مبتني بر دين را از مجراي حوزه و دانشگاه به جامعه عرضه كنيم، زوال ارزش‌ها و آرمان‌هاي انقلاب امري قابل پيش‌بيني است. تا كي مي‌توانيم شهيد بدهيم تا جمهوري اسلامي را نگه داريم
.
اگر در فضاي علوم انساني با وضعيت فعلي پيش برويم و مكرّرات را تكرار كنيم، بي‌شك فردا نظامي خواهيم‌داشت كه ظاهرش جمهوري اسلامي است اما باطنش هزار چيز ديگر. ما گريزي نخواهيم داشت از اين كه اين تعارضات و تضادها را برطرف كنيم. بنده عرضم اين است كرسي‌هاي آزادانديشي و نظريه‌پردازي هدف عمده‌اش مقابله با اين رويه و عبور از چنين سرنوشتي است. ما نمي‌خواهيم علوم انساني غربي نفي مطلق بشود، بلكه علوم انساني بايد نقد شود و از سويي ديگر منطق متعالي دين و نيروي لايزال و بي‌بديل دين از ايستايي عبور كند و پويا شود و اين وظيفه را حوزه و دانشگاه مي‌تواند بر دوش گيرد
.
در علوم انساني هيچ كار ناگهاني‌اي نمي‌شود و نبايد كرد. اما انقلابي بودن به مفهوم حضور و جهت‌گيري انقلابي، اعتماد به نفس و بي‌باكي انقلابي، چشم‌انداز و افق انقلابي، عزم و اراده انقلابي اين قطعاً ضرورت دارد.

[ پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ] [ 8:18 ] [ رضا ] [ ]

 

اقا

 مشق دل

كجا بروم، تاكي صبر كنم چقدر تحمل، چقدر سكوت!! آقا من چه كنم؟؟ جوانم مغرورم استوارم عاشقم مطيعم سربه زيرم در مقابل شما !! آقا چه كنم؟؟

شما گفتيد وارد جريان اداري كشور شويد،صلاحيت كسب كنيد اصلا گفتيد سه كار وظيفه شما جوانان است "جهاد علمي ـ تزكيه ي نفس ـ بصيرت "همه ي اين ها را انجام دادم ولي مرا شخم زدند .

رهبرم،گفتيد: " مبازه كنيد ،راه اين است " دارم مبارزه ميكنم،با نااهلان مي جنگم ولي دوستان از پشت خنجر مي زنند. آقاجان،دوست شما را به دوستي گرفتم ولي همان دوست... بگذريم

رهبرم تاهركجا فرمان دهي خواهم رفت ولي،دعايت پشت سرم باشد. آقاجان من نادانم ، جاهلم نه نه نه ببخشيد سرباز شما نبايد خود را نادان و جاهل خطاب كند ، اصلا آقاجان من با همه ضعف ها و قصوراتي كه دارم و با اين روحيه ي شهادتمِ  مانده ام در بين اين منافقان كه به اسم سياست اخرت خود را مي فروشند، آقاجان بازوي راست شما دارد ما را قيچي ميكند...

آقاجان ، سرورم، رهبرم، سيدي :

منتظرم ، منتظرم تا اذن دهيد تمام دوستان دون صفت ودشمن صفت را گردن بشكنم .

 

اکنون که در این زمان آخر ما مانده ایم، سید علی:

قسم می خورم که نگذارم غبار های غم علی ابن ابیطالب  بر قلب شاگرد مکتبش سید علی سنگینی کند.


قسم می خورم تا دست مناققین را از گلوی حیات اسلام برندشته ام ،تا دشمنان اسلام را بر خاک ذلت نکشیده ام از پای ننشینم.


قسم می خورم نخواهم نشست تا صدای «هل من ناصرینصرنی» در فضای زمین قرن 2۱ نیز آکنده شود.عاقلانه برنامه ریزی می کنم .خستگی ناپذیر تلاش می کنم .قله های آگاهی را یک به یک فتح می کنم . قدرت و ثروت  را ذولفقار علی می کنیم.


قسم می خورم همچون  مجاهدان ورزمندگان اسلام خون دل بخورم .همچون پدرانمان که گلوله را به جان خریدند تا اسلام حفظ شود.گلو له های تهمت و ترکش های فحش و ناسزای منافقین را با آغوشی باز بپذیرم تا مبادا یک مو ز سر علی کم گردد.


قسم می خورم .زمین و زمان را برای منافقین تنگ گردانم! آنان كه اسلام آورده اند اما در جستجوی حقیقت ایمان نیستند . كنج فراغتی و رزقی مكفی ... دلخوش به نمازی غراب وار و دعایی كه برزبان می گذرد اما ریشه اش در دل نیست ، در باد است .ریش هایشان ریشه ندارد . تسبیح هایشان نور ندارد. آری!دینشان دنیای است.


قسم می خورم که ذولفقار علی باشم !


 

[ جمعه چهاردهم مرداد 1390 ] [ 2:54 ] [ رضا ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
جبهه پايدار

آخرين مطالب
لینک ها
ودر آخر
و صدحيف كه زندگي، ما را از زندگاني محروم كرده است...